منابع مقاله:
ترجمه تفسیر المیزان جلد 1، طباطبائی ، سید محمد حسین؛
صفحه: 1
و ان کنتم فی ریب مما نزلنا علیعبدنا فاتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءکم من دون اللهان کنتم صادقین (23)فان لم تفعلوا و لن تفعلوا فاتقوا النار التی وقودها الناس و الحجارة اعدت للکافرین (24)
تفسیر کلمات و جملههای آیات
و اگر از آنچه ما بر بنده خویش نازلکردهایم بشک اندرید سورهایمانند آن بیارید و اگر راست میگوئید غیر خدا یاران خویش را بخوانید(23).
و اگر نکردید و هرگز نخواهید کرد پس از آتشی که هیزمشمردم و سنگ است و برای کافران مهیا شده بترسید(24).
.(فاتوا بسورة من مثله)امر در(فاتوا، پس بیاورید)، امر تعجیزیاست، تا بهمه بفهماند: کهقرآن معجزه است، و هیچ بشری نمیتواند نظیرش را بیاورد، و اینکه این کتاباز ناحیه خدا نازلشده، و در آن هیچ شکی نیست، معجزه است که تا زمین و زمان باقی است، آن نیز باعجاز خودباقیاست، و این تعجیز، در خصوص آوردن نظیری برای قرآن، در قرآن کریم مکرر آمده، مانندآیه: (قل لئن اجتمعت الانس و الجن علیان یاتوا بمثل هذا القرآن، لا یاتون بمثله، و لو کان بعضهملبعض ظهیرا، بگواگر انس و جن دست بدست هم دهند، که مثل این قرآن بیاورند، نمیتوانند
صفحه : 92
و نیز مانند آیه: (امیقولون افتریه؟قل فاتوا بعشر سورمثله مفتریات، و(1) ادعوا من استطعتم من دون الله، ان کنتم صادقینو یا آنکه میگویند: این قرآنافترائی است که بخدا بسته، بگو اگر راست میگوئید، غیر از خدا هر کس را که میخواهیددعوتکنید، و بکمک بطلبید، و شما هم ده سوره مثل آن بخدا افتراء ببندید) (2).
و بنا بر این ضمیر در کلمه(مثله)، به کلمه(ما)، در جمله(ممانزلنا)برمیگردد، و در نتیجهآیه شریفه تعجیزی است از طرف قرآن، و بی سابقه بودن اسلوب و طرز بیان آن.
ممکن هم هست ضمیر نامبرده به کلمه(عبد)، در جمله(عبدنا)برگردد،که در این صورتآیه شریفه تعجیز بخود قرآن نیست، بلکه بقرآن است از حیث اینکه مردی بی سوادو درس نخواندهآنرا آورده، کسی آنرا آورده که تعلیمی ندیده و این معارف عالی و گرانبها و بیانات بدیع و بی سابقهو متقنرا از احدی از مردم نگرفته، در نتیجه آیه شریفه در سیاق آیه: (قل لو شاء الله ما تلوته علیکم، و لا ادریکم به، فقد لبثتفیکم عمرا من قبله ا فلا تعقلون؟بگو: اگر خدا میخواست نه من آنرا برشما میخواندم، و نه از آن اطلاعی میداشتم،خود شما شاهدید که مدتها از عمرم قبل از این قرآندر بین شما زیستم، در حالی که خبری از آنم نبود، باز هم تعقلنمیکنید؟)(3) و در بعضی روایات هردو احتمال نامبرده بعنوان تفسیر آیه مورد بحث آمده.
این نکته را هم باید دانست که این آیه و نظائر آن دلالتدارد بر اینکه قرآن کریم همهاشمعجزه است، حتی کوچکترین سورهاش، مانند سوره کوثر، و سوره عصر، و اینکهبعضی احتمالداده، و یا شاید بدهند، که ضمیر در(مثله)بخصوص سوره مورد بحث، و در آیه سوره یونسبخصوصسوره یونس برگردد، احتمالی است که فهم مانوس با اسلوبهای کلام آنرا نمیپذیرد، برای اینکه کسی که بقرآنتهمت میزند: که ساخته و پرداخته رسول خدا(ص)است، و آنجنابآنرا بخدا افتراء بسته، بهمه قرآن نظر دارد، نه تنها بیک سوره و دو سوره.
با این حال معنا ندارد در پاسخ آنان بفرماید: اگر شک دارید، یکسوره مانند سوره بقره ویا یونس بیاورید، چون برگشت معنا بنظیر این حرف میشود، که بگوئیم:اگر در خدائی بودن سورهکوثر یا اخلاص مثلا شک دارید، همه دست بدست هم دهید، و یک سوره مانند بقره ویا یونسبیاورید، و این طرز سخن را هر کس بشنود زشت و ناپسند میداند.
...
............................................ 1 - سوره اسراء آیه 88 2 - سوره هود آیه 13 3 - یونس آیه 16
صفحه93
برای مشاهدهکل مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.
پایگاه حوزه
پایگاه حوزه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر